اواخر مرداد92

سلام دوستای عزیز حال و احوالتون خوبه

قرار بود مثلا بعد مسافرت بیام آپ کنم که خوب نشد دیگه ببخشید

یه روز قبل از عید فطر به اتفاق مامانم اینا و فائزه اینا رفتیم طالقان و اون روز رو نشد دیگه روزه بگیریم ولی جاتون خالی چون ساعت 4 صبح رسیدیم انقد خسته و گرسنه بودیم که نشد از آخرین سحری بگذریم و یه کمی نوش جان کردیم


کلا دو روز اونجا بودیم که یه روزش رو خونه بودیم و روز دوم هم میخواستیم بریم رودخونه که بعلت برگزاری جشنواره بادباک ها نشد که بریم و همگی به اتفاق رفتیم جشنواره


مصطفی چترش رو آورده بود که اگه هوا مساعد بود پرواز کنه و اگرم نه فقط بازش کنه تا بادش بده و بلندش کنه

صبا هم که حسابی خوابیده بود و سرحال بود و تا برسیم اونجا هم تو بغلم خواب بود و کلی بدو بدو کرد و خوش گذروند

خالم براش یه بادبادک آورد و با بچه ها و فائزه مشغول بازی شد


تو همین حین هم مصطفی چترو باز کرد و همه جمع شده بودن ولی همش باد مخالف میومد و چتر جمع میشد

بردش لب دره و اونجا بازش کرد و در عرض کمتر از 7-8 دقیقه پریدحالا تصور کنین حال منو که بعد از این 7 سال آشنایی با همسر گرامی این اولین بار بود که پروازش رو از نزدیک میدیم و حسابی ترسیده بودم و عین این اسگلا دنبالش میدووییدم صلوات میفرستادم تا بالاخره بعد 10 دقیقه دور زد و نشست چن صدمتر اونورتر و من دوان دوان خودم رو بهش رسوندم و چترو جمع کردیم


با اینکه الان 15 سالی میشه که پرواز میکنه و خودشم آموزش میده ولی چون من دفعه اولم بود میدیدم خیلی ترسناک بود بعدم چون دور و برمون شلوغ بود فک و فامیل و غیره همش میترسیدم چشمش کنن و اتفاقی بیفته خدای نکرده(حالا مسخره نکنینا ولی من خیلی به چشم زدن اعتقاد دارم)

بعدشم آش خوردیم و به بچه های زیر 7 سال جایزه دادن و به صبا دوتا دادم یکی هم بخاطر باباش

فرداش هم  ظهر راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم و ناهار رو تو راه خوردیم

و اما تیکه های خوشمزه صبایی

تو دسشویی

مامان اینجا خونه کیه؟ من:خونه هیشکی صبا:نه مامان خونه پی پی هاسسبزهیپنوتیزم

توخیابون

هرساختمونی رو که میبینه صبا: اینو کی ساخته  من :نمی دونم مامانسوال

صبا:بابایی ساخته من :نه مامان اینو بابایی نساخته یه آقای مهندس دیگه ساخته

فردای اونروز دوباره همون ساختمون

صبا: مامان اینو آقای مهندس دیگه ساختهتعجب من:بعله مامان صبا:چقد شبیه بابایی ساختهمتفکر

دم به دقیقه اسباب بازیاشو میاره میگه بیا مامان این مال شماس برای شما خریدم

دیگه فعلا همین وبزودی بازم آپ می کنمقلب

/ 3 نظر / 36 بازدید
مامان نقطه

[خنده] lمردم از خندهههههههه خونه پی پی هااااا ماشالا چقدر شیرینههههه

مامان جوجه طلا

چه سفر جالبی رفته بودید . وای چقدر چتر کیف داره . چه سوالهای عجیب غریبی میپرسه بچه ها تخیلات شیرینی دارن.[ماچ][ماچ]

مامان پریناز

وااااااااااا چرا مردا سانسور کردی خووووووووووووو[متفکر] همسرت 15 ساله پرواز میکنه تو اولین باره دیدی؟؟؟؟/بعد تا حالا دلت نخواسته بپری؟؟؟خیلی باحاله فک کنم استغفرالله حالا خونه طالقان مال کیه که صبا با پی پی جابجا کرده؟؟